مراد عنادى مرورى بر گزارش هاى دوره اى
البرادعى مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى به شوراى حكام از خرداد ۸۲
تاكنون نشان مى دهد اين گزارش ها ابتدا در قالبى چند پهلو تنظيم و در
اختيار ۳۵ كشور عضو شوراى حكام قرار مى گرفتند بطورى كه طى آنها البرادعى
حجم عمده بندهاى گزارش را به مخفى كارى ايران در بحث هسته اى اختصاص
مى داد كه از تفسير آن ايران به نقض مقررات NPT در ابعاد فنى، حقوقى و
البته سياسى متهم مى شد. اين روند با وجود بازرسى هاى مكرر بازرسان آژانس
و اذعان به عدم انحراف در فعاليت هسته اى ايران ادامه يافت تا اين كه در
تيرماه ۸۶ و براساس توافق بين ايران و آژانس در چارچوب مداليته طرفين
توافق كردند به ابهامات موجود درباره ۶ مسئله پلوتونيوم، منشأ آلودگى ها،
پلونيوم ،۲۱۰ سانتريفيوژهاى P1 ، P2 ، نيمكره هاى فلزى و معدن گچين پايان
دهند البته پيش از آن ايران با ارائه گزارش ۱۰۰۰ صفحه اى به آژانس توجه
داده بود كه تهران درصدد دستيابى به سلاح هسته اى نبوده بلكه براساس
مقررات آژانس صرفاً به دنبال دستيابى به دانش و فناورى هسته اى صلح آميز
است با وجود اين ايران براى كمك به مديركل آژانس در عبور از تنظيم
گزارش هاى چند پهلو ، در ابتكارى تازه موافقت كرد در چارچوب مداليته و در
نتيجه مذاكرات بين مقامات آژانس با مقامات هسته اى ايران گامى جدى در بعد
فنى و حقوقى قضيه برداشته شود. به دنبال اين تعامل در گزار ش هاى البرادعى
در شهريور، آبان و اسفند ۸۶ وى به صراحت اعلام داشت يافته هاى آژانس با
داده هاى ايران مطابقت دارد. اين حركت ايران در كنار گزارش ۱۶ نهاد
اطلاعاتى آمريكا كه براى برون رفت آبرومندانه بوش در قبال بحث هسته اى
صراحتاً اعلام داشتند فعاليت هسته اى ايران از ۲۰۰۳ به بعد سمت و سوى
نظامى نداشته است سبب شد تا بستر هاى لازم براى عادى شدن پرونده هسته اى
ايران و برجسته شدن نقش آژانس در مديريت آن فراهم شود و حتى بحث بسته شدن
پرونده هسته اى ايران نيز مطرح شود. چنانكه در پى گزارش سوم اسفند ۸۶
البرادعى اين فرضيه بيش از پيش تقويت شد. اما تصويب قطعنامه ۱۸۰۳ در ۱۳
اسفند ۸۶ و به دنبال آن گزارش اخير البرادعى نشان مى دهد البرادعى اگرچه
درعبور از مرحله ارائه گزارش هاى چندپهلو به گزارش هاى دوپهلو موفق بوده
است، اما ظاهراً در اثر اعمال فشارهاى سياسى امريكا و برخى دول اروپايى
نمى تواند به راحتى از اين مرحله عبور نمايد و به صراحت اعلام كند كه
آژانس به جمعبندى نهايى رسيده است كه فعاليت هسته اى ايران داراى ماهيتى
كاملاً صلح آميز است. گنجاندن پاراگراف مطالعات ادعايى در گزارش اسفند
ماه و گزارش اخير مصداق بارز اين اعمال فشار سياسى است، به طورى كه حتى در
سياست هاى اعلامى البرادعى در مصاحبه هاى متعدد با متن گزارش شكاف انداخته
است. بديهى است طرح بحث مطالعات ادعايى و پيش كشيدن مباحثى همچون پروژه
نمك سبز، توسعه و آزمايش تجهيزات آتش زا با ولتاژ بالا و سيم هاى ارتباطى
انفجارى، ترتيبات آزمايش زيرزمينى و بازسازى طرح هسته داخلى كلاهك موشك
شهاب ۳ براى تطبيق دادن آن با كلاهك هسته اى همگى همان گونه كه از عنوان
آنها بر مى آيد، مطالعات ادعايى هستند كه سندى براى اثبات آنها وجود ندارد
و تنها خاصيت گنجاندن اين موارد فراهم آوردن فضاى لازم براى استمرار
بهانه جويى هاى مخالفان دستيابى ملت ايران به دانش و فناورى صلح آميز هسته
اى است، اما تأثيرپذيرى مديركل آژانس از اين گونه فشارها و تكرار مواضع
دوپهلو تنها نتايج زير را در پى خواهد داشت كه برآيند آن به نفع آژانس
نخواهد بود. ۱- كاهش اعتبار آژانس و شخص البرادعى با توجه به آشكار بودن سياسى شدن بحث هسته اى ايران ۲- خرسندى برخى اعضاى دائم شوراى حكام بويژه امريكا ۳- پيچيده تر شدن مديريت بحث هسته اى ايران پس از موفقيت هاى اخير آژانس در مديريت آن ۴- آشكار شدن بى اعتنايى مقامات آمريكايى حتى به داده هاى نهادهاى اطلاعاتى خود يعنى گزارش ۱۶ نهاد اطلاعاتى ۵- درك بيشتر افكار عمومى جهانى از ماهيت صلح آميز فعاليت هسته اى ايران و استمرار فشارها به ايران به علت برخوردهاى سياسى