جام جم آنلاين: جشن
برداشت محصول يكي از آيينهاي مردمي و خودجوشي است كه مردم هرمنطقه به
لحاظ موقعيت اجتماعي و اقليمي با آداب و سنن خاصي آن را اجرا ميكنند. اين
آداب ريشه در بطن تاريخ دارد و با افسانهها و اسطورهها گره خورده و با
گذشت زمان رنگ و لعاب خاص مذهبي نيز گرفته است. هر قوم و ملتي به نوعي
اعتقادات قلبي خود را به طبيعت و به الهه آفرينش بيان ميدارد، براي آن
نذر و قرباني ميدهد و جشن و سرور بر پا ميدارد.
جشن
برداشت محصول نيز نوعي تشكر از طبيعت و قدرداني از الطاف الهي است كه اين
گهواره آفرينش را براي انسان بنا نهاده است. از اين قبيل جشنها در گوشه و
كنار كشور فراوان است.
شايد چند نمونه از آنها با شرايط خاصي
مورد توجه رسانههاي ديداري و شنيداري قرار گرفته است، مثل آيين گلابگيري
قمصر كاشان و يا برداشت زعفران در قائنات.
اما در گوشه و كنار استان زنجان نيز مراسمي براي
برداشت محصول بر پا ميشده و ميشود. از اين مراسمها ميتوان به اجتماع
مردم روستاي قلعه (قالا) در كوه كهلان (كالان) اشاره كرد.
مردم اين
روستا آخرين جمعه فصل بهار در قله كوهي به نام كهلان كه خودشان به آن
(قوجا كالان) ميگويند، جمع ميشوند و با ذبح قرباني و برپايي مراسم
عزاداري و دعا برداشت محصول سال را آغاز ميكنند. اين روستا در 45كيلومتري
شمال شرقي شهر زنجان واقع است. از محصولات اين روستا ميتوان به گندم، جو،
عدس، نخود و...، از محصولات درختي گردو، گيلاس، زردآلو، سيب، توت و...
اشاره كرد.
به لحاظ كوهستاني بودن منطقه، مردم اين روستا و
روستاهاي اطراف با گاو و گاوآهن زمينهاي خود را شخم ميزنند. هنوز هيچ
تراكتوري ساخته نشده است كه در زمينهاي كشاورزي آنها كارايي داشته باشد.
شغل اصلي مردم اين روستا كشاورزي و دامداري است.
چون برداشت محصول
زراعي در اين روستا با برداشت علوفه و يونجه آغاز ميشود، مردم پس از
انجام مراسم به مزارع خود رفته كار را آغاز ميكنند. در اين مراسم همه
اهالي روستا از كوچك و بزرگ از پير و جوان شركت ميكنند و هيچ كس در روستا
باقي نميماند. ميهماناني را از روستاهاي اطراف نيز دعوت ميكنند. حتي
كساني كه از اين روستا كوچ كرده و در شهرهاي زنجان، تهران، كرج و... ساكن
هستند به اين مراسم ميآيند. تعداد شركتكنندگان به 500 الي 600 نفر
ميرسد.
به خاطر نبود آب در اين كوه اهالي شبانه در روستا
قربانيها را ذبح و صبح زود وسايل را بار الاغ، قاطر و اسب ميكنند و راهي
كعبه آمال ميشوند. كساني هم كه از شهر به اين مراسم ميروند، ماشين را
در دامنه كوه پارك كرده بقيه راه را با پاي پياده ميروند. دامنههاي سر
سبز و پر گل و با طراوت اين كوه افراد زيادي را به خود جلب كرده است به
طوري كه افراد ناشناس زيادي در چند سال اخير در اين روز به آنجا رفته و
در آن مراسم شركت ميكنند.
وقتي كه اهالي بالاي كوه ميرسند، هر
كسي در جايگاه آبا و اجدادي خود چادر برپا ميكند. اين مراسم نسل اندر نسل
در اين مكان برگزار ميشود و هيچ كس قدمت آن را نميداند. اهالي معتقدند
اين مراسم با قدمت روستا گره خورده و بيش از هزار سال است كه انجام مي
شود.
هيچ كس علت آن را نميداند كه چرا در اينجا جمع ميشوند،
چون پدرانشان اين مراسم را انجام ميدادند، اينها هم به تبعيت از آنها اين
آيين را اجرا ميكنند. اهالي روستا اين كار را نوعي سپاس و ستايش از
خداوند ميدانند كه به آنها منت نهاده تا يك سال ديگر بتوانند فصل زراعي
را آغاز كنند.
به خاطر اهميت اين مراسم هيچكس قبل از آن اقدام به
علوفه چيني نميكند، اگر زمان برداشت علوفه به خاطر «ارايش»، (زود رس)
بودن علوفه جلو بيفتد، اين مراسم را يك هفته زودتر از موعد مقرر برگزار
ميكنند تا مردم بدون دغدغه كار برداشت را آغاز كنند، چون اعتقاد بر اين
است اگر بدون انجام مراسم سال زراعي را آغاز كنند، ضرر آن را خواهند ديد.
اهالي
پس از خوردن ناهار و پذيرايي از ميهمانان در مراسم مداحي شركت ميكنند.
مداح و يا واعظ با بيان الطاف الهي كه بر آنها ارزاني داشته تا يك سال
ديگر در اين مراسم حضور يابند و فصل برداشت محصول را آغاز كنند به ذكر
مصيبت اهل بيت پيامبرص ميپردازند و مردم با دادن نذري از او ميخواهند تا
برايشان روضهاي را بخواند.
به خاطر بلند بودن اين كوه از همه
كوههاي اطراف، از محل برگزاري مراسم تمام مناظر طبيعي از كوههاي تالش تا
كوههاي شمالي زنجان و همچنين شهرستان طارم نيز ديده ميشود.
در
اين روستا سنگي به نام مهرآب وجود دارد كه مردم آنجا را زيارتگاه
ميدانند. سابق بر اين از روستاهاي همجوار نيز براي زيارت به آنجا
ميآمدند. اين كار به خاطر صداهايي بود كه از داخل اين سنگ ساطع ميشده و
اهالي معتقد بودند درآنجا دو تا قوچ هميشه باهم در جنگ هستند و علت جنگ
آنها را به خاطر قرباني شدن ميدانستند و ميگفتند: «بو قوچلارين بير سي
دئير من اول قورباني اولاجاقام، او بيرسي دئير يوخ من اول قورباني
اولاجاقام.»
ترجمه: «يكي از اين قوچها ميگويد من اول قرباني خواهم شد، آن ديگري ميگويد نه من ميخواهم قرباني شوم.»
به
همين علت هميشه در جنگ هستند. اين مطلب به نوعي اشاره به داستان قرباني
شدن حضرت اسماعيل توسط حضرت ابراهيم و آمدن قوچ از بهشت را در بردارد.
امروزه هر دو مكان يعني كالان و مهراب بر اثر حفاريهاي غير مجاز تخريب شده است.
اما
مراسمي شبيه به همين مراسم در روستاي «ترهچاي»، (ترازوج) كه يكي از
روستاهاي همسايه قالا است، برگزار ميشود. اهالي اين روستا نيز آخرين جمعه
فصل بهار براي زيارت امامزادهها از روستا بيرون ميروند و بعد از آن فصل
درو را آغاز ميكنند.
در اين روستا مردم به دو مكان امامزاده
ميگويند. يكي را «آشاغي ايمام زادا»، (امامزاده پايين ) و آن ديگري را
«يوخاري ايمام زادا»، ( امامزاده بالا) مينامند. اين مراسم در گذشته مثل
مراسم كالان همراه با قرباني كردن زيارت و مرثيه خواني بود اما امروزه
نسبت به مراسم كالان كمرنگ تر شده است.
از ديگر مراسمهاي برداشت
محصول بايد به مراسم هاللا اشاره كرد. اين مراسم در اتمام فصل درو در
اكثر روستاهاي زنجان برگزار ميشد. در آخرين روزهاي برداشت محصول به
لحاظ موقعيت اجتماعي اشخاص اهالي روستا و دوستان وآشنايان هر روز دسته
جمعي به كمك يك نفر ميرفتند و برداشت محصول وي را تمام ميكردند، افراد
يكي از بهترين نوع مزرعه را براي برداشت هاللا نگه ميداشتند.
كلمه هاللا مخفف شده «ها يا الله» است كه با اضافه شدن كلمه مناداي (ها) بر اول يا الله به صورت هالله در آمده است.
در
آخرين لحظههاي تمام شدن درو يك نفر از ريشسفيدها با خواندن اشعار به
افراد ميگفت: «اوشاقلار بير هاللا دئيين»، ترجمه: بچهها يك هاللا
بگوييد. سپس حاضران ميگفتند: هاللا، محمد يا علي.
قسمتي از اين اشعار به شرح ذيل است:
زميلري درديك ايله ديك كالا/ اوشاغلار گورمه سين درديلن بلا/ اوشاغلار بير هاللا دئيين
ترجمه: مزارع را درو كرده و به آيش بدل كرديم/ بچهها درد و بلا نبينيد/ بچهها يه يا الله بگوييد.
هر بندي كه خوانده ميشد. در آخر آن اوشاقلار بير هالله دئيين تكرار ميشد.